کامپیوتر در ادارت ما.....   

اصولا با این که هر انسان ایرانی می تواند یک شرکت برای خودش ثبت کندُ ثبت شرکت کار آسانی به نظر می آید!اما امان از کارهای اداری آن.حالا ثبت کردنش به کنار از آن بدتر نگهداشتنش است! و البته همین جا توضیح بدهم که انحلال یک شرکت از ثبت و نگهداریش هم سخت تر است!به عبارتی اگر آدم بخواهد شناسنامه خودش را باطل کند ( با یه آرسنیکی سیانوری چیزی راحته دیگه)بسیار آسان تر از انحلال یک شرکت است!بماند.....یکی از کارهایی که برای نگهداشتن یک شرکت باید انجام داد این است که آخر هر سال می روی و دو تا بازرس برای شرکتت معرفی می کنی!البته این کار به نظر خیلی ساده است و روند کلی کار این است که در یک نامه باید اسامی بازرس ها را معرفی کنی و بعد هم آن را برای روزنامه رسمی بفرستی که آگهی شود و ...خلاص!اما با توجه به پیشرفت تکنولوژی در کشور ما کارها از این هم راحت تر شده!نمی دانید این کامپیوتر در اداره ثبت شرکت ها با چه سرعتی عمل می کند!.....

نامه ای را که برای معرفی بازرس ها نوشته بودم می برم برای خانوم ن. که آن را ثبت کند.خانوم ن هم با خوشرویی تمام نامه را تایپ می کند و : خانوم ۳ روز دیگه بیا پرینتش رو بگیر!
من : ببخشید...چرا ۳ روز دیگه؟یه پرینت گرفتن این قدر طول می کشه؟
خانوم ن: خانوم چونه نزن...باید بره پایین پرینت بشه...طول می کشه.....!
من: خوب ...چیز...نمی شه این کامپیوترها رو به هم شبکه کرد که نخواد این نامه این همه پله رو بره پایین و .....؟
خانوم ن : خانوم جان...من که مسئول کامپیوتر نیستم...تازه مگه اینجا صدا و سیماست که شبکه داشته باشه؟
از خیر توضیح دادن می گذرم و ترجیح می دهم که ۳ روز بعد بروم.....
۳ روز بعد.....
من: خانوم سلام...این پرینت من رسید؟
خانوم ن: بیا از توی این ها پیداش کن....
و یک چیزی در حدود ۱۰۰ برگ را می گذارد جلوی من!
من : ببخشید...نمی شد این ها رو به ترتین الفبا پرینت بگیرین که من این همه رو نخوام بگردم؟
خانوم ن: خانوم شما چه قدر ایراد می گیری؟من باید غر بزنم که رفتم پرینت ها رو گرفتم آوردم بالا اون وقت شما غر می زنی؟.....بین ۱۰۰ تا برگه بالاخره پرینت را پیدا می کنم و فاتحانه می روم به سمت باجه خانوم ن....:ایناهاش....پیداش کردم!
خانوم ن:چک کن ببین غلط نداشته باشه....
من:....ا...این کلمه اش غلطه...باید می نوشتین سالیانه...
خانوم ن: پس برو باجه ۱۰!
من:نمی شه همین جا درستش کنین؟
ن:خانوم...این ها به من ربطی نداره...برو اونجا آقای ظ بزنه!
من:مگه توی کامپیوتر شما نیست؟
ن: نه خانوم.....فرستادم برای ایشون....
می روم در صف باجه ۱۰ و وقتی نوبتم می شود آقای ظ می گوید:خانوم من این رو برای شما درستش می کنم ...اما باید بروید ۱۰ روز دیگه بیاید پرینتش رو چک کنین!
من:آقا چرا ۱۰ روز دیگه....اون طرف که ۳ روز بود!
ظ: این جا فرق می کنه خانوم....من وقتی بخوام این یک کلمه رو درست کنم کل اطلاعات از کامپیوتر پاک می شه و من باید دوباره همه رو از اول وارد کنم...اینه که طول می کشه!
من:ببخشید...برای چی کل اطلاعات از سیستم پاک می شه؟...نمی شه بقیه اطلاعات  بمونه فقط این عوض بشه؟
ظ:خانوم...شما چه قدر سوال می کنین!من که مهندس کامپیوتر نیستم...حتما نمی شه  که این جوریه دیگه!
........۱۰ روز بعد....
بالاخره پرینت را از آقای ظ می گیرم و خدا را شکر که این بار غلط ندارد....حالا باید بروم توی صف آگهی برای روزنامه رسمی....یک پوشه می زنند زیر بغلم و : برو طبقه پایین خانوم!
می روم طبقه پایین و پرینت را به آقای ش نشان می دهم...آقای ش یک دفتر به طول ۱ متر و عرض نیم متر را باز می کند و یک شماره ای می نویسد و پرینت را به من بر می گرداند...:برو باجه بغل!
در باجه کناری یک آقایی می رود و از بین یک عالمه قفسه یک دفتر یک متری دیگر می آورد و آن را باز می کند و شروع می کند به نوشتن متن نامه در دفتر. می گویم:ببخشید آقا...پس برای چی بالا این متن رو زدند توی کامپیوتر؟
آقا نگاه عاقل اندر سفیهی به من می کنند و جواب می دن: خانوم...بالا چه ربطی به پایین داره؟...البته خوب حق با ایشونه...چون کامپیوتر طفلکی نمی تونه که از پله ها بیاد پایین که!بعد از این که نوشتن آقای محترم تمام می شود باز هم من متن را می خوانم که اشتباه نباشد  و بعد حواله می شوم به باجه بعدی...در آن جا یک خانومی مجددا نامه را از من می گیرند و آن را تایپ می کنند...می گم: خانوم...ببخشید بالا این رو تایپ کردن ها!
: این جا فرق می کنه خانوم....ربطی به بالا نداره!
بعد ۴ برگ پرینت می گیرند (خوشبختانه در این جا پرینتر در نزدیکی کامپیوتر قرار دارد)! و از من می خواهند که متن آن را چک کنم!برای بار ۱۰۰ ام متن نامه را چک می کنم و بعد می روم به یک اتاق دیگر و یک آقایی متن نامه را امضا می کنند و من دوباره نامه را بر می گردانم که مجدا وارد کامپیوتر بشود!
خلاصه چشمتان روز بد نبیند ....هر اتاقی که می رفتم یک دور نامه را تایپ می کردند٬ یک دور آن را پرینت می کردند و می دادند به من که چک کنم...بعد یک بار یک نفر دیگر آن را امضا می کرد و دوباره آن را در کامپیوتر ثبت می کردند...تا آخرین مرحله فکر می کنم ۱۰ باری این سیکل را طی کردم تا بالاخره رسیدم به باجه پست:آقا...باز هم باید متن نامه رو تایپ کنین؟
آقا:نه خانوم....تکنولوژی پیشرفت کرده...متن نامه رو می ریم از اتاق بغلی که تایپش کردن می گیریم!
خلاصه....با پیشرفت تکنولوژی و ورود کامپیوتر به ادارات ما هم زمان کمتری صرف می شود....هم دیگر لازم نیست با دست چیزی بنویسید!.....و هم این ادارات ما الان خیلی شیک شده اند چون جلوی هر کارمندی یک ال سی دی هست که خوب قیافه اش خیلی قشنگ است و دکوراسیون ادارات ما را کلی متحول کرده است....و البته کارمندان ادارات ما هم کلی الان کامپیوتر بلدند و نمی دانید که با این وسیله چه ها که نمی کنند و یک قدم هم از تمامی خاور میانه در زمینه نحوه استفاده از این ابزار جلوتر هستیم..... و خلاصه که نتیجه می گیریم که کامپیوتر بسیار خوب است و ادارات ما باید حتما کامپیوتر داشته باشند تا میزان بیکاری در کشور ما کم شود و آدم های بیکار بروند در ادارات ما هی نامه ها را تایپ کنند و هی پرینت بگیرند و این برای پیشرفت کشور ما بسیار خوب است و جوان ها بیکار نمی مانند و معتاد نمی شوند.چون نصف جوانها دارند تایپ می کنند و نصف دیگرشان هم دارند متن نامه ها را می خوانند و چک می کنند.این بود انشای ما در مورد مزایای استفاده از کامپیوتر در ادارات!

لینک
پنجشنبه ۱٦ اسفند ،۱۳۸٦ - مهديه