خانه کوچک من |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
شکرگزاری
روشنایی چراغ های خیابان خوشامدگویی سرمای شبانه ای بود که داشت از راه می رسید.
انحنای نیمکت پارک با ستون فقرات خسته اش آشنا بود.
پتوی پشمی را که صدقه گرفته بود دور شانه هایش پیچیده شده و آرامش بخش بود.و یک جفت کفشی که امروز در زباله ها پیدا کرده بود کاملا اندازه اش بودند.
فکر کرد« خدایا زندگی چه قدر خوب است »
اندرو - یی . هانت
| لینک | یکشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸٦ - مهديه |
